شیرین زبونی های شما دو تا در سن 19 ماهگی
سلام جیگرای مامانی
ماشالله خیلی شیرین شدین
خیلی خوشگل حرف می زنید
پرینازم تو همش میگی
این چیه ،این چیه؟
وقتی بهتون میگم چیه
بازم می پرسی بارها و بارها
می پرسی این چیه
البته من و بابات با آرامش بهت
هر بار جواب میدیم
تو هم خیلی شیطونی ،خودت میدونی
و میفهمی فلان چیز ،چیه
ولی بازم می پرسی
تو مثل بلبل میمونی
مدام حرف میزنی
به بابات میگی بابایا یا باباجان
هر روز مجبورم میکنی به بابات زنگ بزنم
کلی پشت تلفن با بابات حرف میزنی
باباجان هم از دهنت نمی افته
باباتم پشت تلفن دلش ضعف میره
و همش قربون صدقه ات میره
پدرام جیگرم تو هم خیلی خیلی شیرینی
و خیلی هم شیرین حرف میزنی
تازگی ها مثل طوطی هر چی
میگم تکرار میکنی عزیزم
تو به خواهرت میگی آجی
اونم به تو میگه داداشی
روزی چند بار همدیگرو می زنید
و سر چیزای مختلف دعوا می کنید
ولی بعدش بالافاصله همدیگرو
می بوسین و با علاقه به هم می گین داداشی و آجی
امیدوارم وقتی بزرگ هم شدین
پشت و پناه هم باشین
سنگ صبور هم باشین
و از ته دل عاشق هم باشین
پدرام گل و جیگرم تو خیلی مهربونی
همش منو بوس میکنی
پرینازم تو هم خیلی مهربونی
تو شدیدا به من وابسته هستی
جوری که اگه من نباشم حتی پیش
باباتم نمی مونی،برای همین همیشه
با من هستی هر کجا باشم


شیرین زبونی های شما دو تا در سن 19 ماهگی
